خواب
قلب من پر از احساسی ست که در قلب تو نیست
دیگر زمستان دارد می آید.... برای سالی که نزدیک است.... سخت است فراموشی آنچه که تو به یادگار نهاده ای... ای بهترین هم نفسم که دوری به فاصله های زمینی از من به هر بهانه ای.... وقتی دلت میگیرد چه بگویم جز آن که نمیخواهم.... شاید فردا را به یاد نیاورم... تو هنوز یادم هستی و خواهی ماند.... چقدر میتوانی فراموش کنی...؟ گاهی به چیزهایی می اندیشم که آزارم میدهد بسیار.... هدیه زندگی ام.... بیر جان اولسا سنه یاندور... دنیا دنیا عاشق چشمان تو ام....... یاد غربت دوستنی که پیشتر ها دوست تر بودیم..... پادشاه هفتمین سیاره خواب (دندونه عاریه) و خیلی از دوستانی که حافظه ام یاری نمیدهد اسمشان را..... شب هایی که نمیخوابم... ای خدا
امروز سحرگاه باد زمستان به مشامم خورد....
بوی برف...
بوی دویدن در سپیدی بی حد آسمان.....
بوی اولین دیدار....
تو....
من....
سرمای زمستان...
نازنینم سالی میگذرد و من در تمنای خواستنت هنوز پابرجا...
همیشه آرامش روحم خاطرت همیشه امید نفس هایم هست....
برای لحظه ای که انگشتانم خیس عرق شرم شدند...
سخت است....
بوسه ای که به باد میدهی برایم بیاورد...
بوسه ای که به ماه میدهم که برایت بیاورد...
سخت است...
آنچه که تو برایم اثری ماندگار کردی....
سخت است که فراموش کنم...
نخواهی که یادت با من نباشد...
و نزدیک تر از هر چه به من به قلب....
همیشگی خاطرم پر است از خاطره تو....
وقتی که در ه های مرواید چشمانت به کف دستم جاری میشود....
دلم پر از سیلاب میشود....
غصه ام میگیرد و اشک های دلم سر ریز میشود.....
دردانه ام.....
تمام خیال زندگی ام....
هستی بی نهایت عمرم....
ای جانان من......
چشمهایت را میبوسم....
و دیدگانت را مرحم قلبم میکنم.....
یادت بماند که اینجا دلی بی تاب خنده های بی همتایت هست....
و دلی بی نهایت غصه دار میشود وقتی جاری میشوی....
زیاده قربانت....
شراره نگاهم.....
همیشه دلت پر ه از گرمای عشقمان لبریز خنده باشد....
ببخش که آنقدر که باید اندازه نیستم که هیچ وقت اشک نریزی...
ببخش....
ولی تا دیشب را یادم مانده است.....
شاید اولین گریه را به یاد نمی آورم....
ولی کودکی هایم را یادم هست....
شاید اولین سیلی پدرانه را بیاد نیاورم...
اما اولین مرگ را یادم هست....
شاید اولین نگاه را یادم نیست...
ولی اولین عشق را یادم هست....
تو شاپری شبهای عمرم....
یادت باشد که یادت نروم گاهی....
یادم هست که یادت نمیروم.....
همانقدر که من فراموش میکنم...؟!
روزهایی که بودند با آدمهای قرضی...!
شاید هم فرضی...!
و امروز کجا ایستاده ایم....؟
روی چه جمله ای تاکید میکنیم....؟
دوستانمان....
احساساتمان....
توجهاتمان...
به گذشته های دوستانم.....
روزی هم مگر میشود که به تو نیاندیشم....
هر روز زیباتر از روز پیش می نمایی.....
آنقدر از آشفتگی هایم کاسته ای که گاهی فکر میکنم در رویا سیر میکنم....
رویایی هم مگر به زیبایی با تو بودن میباشد....
رویایی به زیبایی بوئیدن گلهای اقاقی...
به خوشبویی شب بوهای عاشق....
به نرمی احساس شقایق...
به لطافت باران....
به ظرافت بنفشه های پر رنگ....
همیشه در رویاهایم زنده بمانی.....
سنه یار دور سنه عاشیق....
مهربان تر مینمودیم و یار تر بودیم.....
احوالی میپرسیدیم و مزاحی میکردیم....
شاد بودیم گر چه در دل غمها داشتیم....
دور هم بودیم و بی تزویر و نیرنگ.....
یادش به خیر باشد....
ماری(فانوس)
کریم عظیمی ججین (کودک دیماهی)
فرساد (ورق پاره های کاهی)
لیندا (صحبت یار)
آوا (دختر باکره)
ناهید (مداد خاکستری)
نوید و نگار ( قصه ها و غصه ها)
سارا (گودو)
شینا (تنها ماه میداند و رود)
وحید (نگاه تلخ)
پدر و مادر ثنا (خاطرات خانوادگی)
بریهه (سکوت شب ـ خلوت دل)
سیاوش پاسالاری (
ایلقار (از جامعه)
المیرا (امرتات)
روزهایی که در اندیشه چشمان تو ام...
دردهایی که نمیتوانم فریاد بکشم....
خوشی هایی که زود باطل میشوند....
لحظه هایی که عاشقم....
همه با هم......
سرم درد میکند....
درد......
ای جان
ای همه آتش قلبم
ای مهر
ای صدای غربت دنیا
ای صبر
ای صدای ریشه گلها
ای حق
ای حقیقت یاب دنیا
ای آه
ای تمام غصه قلبم در عالم
ای خدا
ای تابش گرما به روحم
ای صفا
ای مهر
ای خدای عاشقان
خاطر این قلب بی همتا را نگیر از من
ای تو بخشنده ترین رویا
ای همه صبر و شکیبا
خاطر این عشق بی همتا نگیر از من
ممنون.........
| Design By : Night Skin |
